حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
531
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
پذرم او را باز زد ، و در روى او سخن درشت كفت ، و او را كفت : اكر تو بنزديك شيعت پذر و براذرت امامى ، و ترا پيشوا و امام ميدانند ، تو بتربيت ديكران مرتبهء امامت نخواهى يافت ، چه سلطان وقت شمشير و تازيانهء خود كشيده است ، بر هر آنكسى كه دعوىء آن مىكند ، كه پذر و براذرت امام بودهاند ، و ايشانرا امام و مقتداى و هادى و پيشوا ميداند ، ميخواهد كه دمار از ايشان برآرد . و چنين كويند كه : عبيد اللّه [ بن ] يحيىء وزير ، جعفر كذّاب را كفت كه : اى [ أحمق ] « 1 » ، تو نميدانى كه اين مرتبهء شريفه ، و درجهء منيفه ، عطيّهء است از جانب خذاى عزّ و جلّ ، اكر تو اهل و سزاوار اين مرتبه باشى ، از معونت سلطان ، و يارى دادن او ترا ، دريافتن اين مرتبهء ، بايد كه مستغنى و بىنياز باشى . پس عبيد اللّه جعفر كذّاب را بس حقير يافت ، و بفرمود كه او را بصحبت او بار ندهند ، و از آن منع كنند » . عقب او : الخلف القائم صاحب الزّمان محمّد مهدى عليه السّلام . * * *
--> أوصل اليك في كلّ سنة عشرين ألف دينار ) . ( 1 ) . افزوده از اصول كافى ، و الارشاد .